|
شهیدحسن باقری مذهبی اجتماعی
| ||
|
|
آفت وقار و هیبت مرد، شوخی است. اگر چشم دل
بینا نباشد، شنوائی گوش سودی ندهد. با نیکان بدی مکن، چه آنان را از نیکی
باز می داری. بالاترین
بخشش آن است که پیش از خواری خواستن باشد. با پدران خود نیکی رفتار کنید، تا
پسرانتان به شما نیکی کنند. انسان
در زیر زبان خویش پنهان است. انسان را پس از مرگ خانه ای نیست، مگر
خانه ای که قبل از مرگ بنا کرده است. بد
ترین رفیق کسی است که تو را به معصیت خدا تشویق کند. ترسو را توفیق و کامیابی محال است. پوزش
طلبیدن نشان خردمندی است. به هر چیز در دنیا بیشتر انس داری،
زیادتر از آن بترس. بلای
آدمی در زبان اوست. کسی که در کار کوتاهی کند به غم و اندوه
دچار می شود. کسی
که خودخواهی و اسراف پیشه کند، از برتری و بزرگواری می افتد. بزرگوار کسی است که در کیفر بدی نیکی
کند. مؤمن را
شادی در جبین است و اندوه در دل. نادانی دردناک ترین دردهاست.
ادامه مطلب شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 .:. 19:31 .:. زهرا
ای آخرین توسلِ سبزِ دعای ما؛ آیا نمی رسد به حضورت دعای ما: شنبه، دوباره شنبه ...، دوباره سه نقطه چین؛ بی تو، چه زود می گذرد هفته های ما ...
شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 .:. 19:8 .:. زهرا
شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 .:. 18:49 .:. زهرا
بسیجی بنده خاص الهی است بسیجی در حقیقت یک سپاهی است بسیجی گلشن دین را گلاب است بسیجی آرمان شیخ و شاب است بسیجی پاک از هرنقص و عیب است بسیجی صاف از هر شک و ریب است بسیجی را توقع نیست در کار بسیجی نه تشریفات می خواهد نه دستار بسیجی بنده شایسته اوست بسیجی سر به سر وابسته اوست بسیجی دل به این عالم ندارد دلش را بر خدای خود سپارد بسیجی سنگرش سجاده اوست وصالش در شراب باده اوست بسیجی مخلص دین مبین است بسیجی پیرو مولای دین است بسیجی فانی اندر انقلاب است بسیجی حامی اسلام ناب است بسیجی نی به فکر ملک ومال است نه اندر غصه اهل وعیال است بسیجی شعله ائی از نار عشق است بسیجی سنبل گلزار عشق است نه دل بسته به این دنیای فانی نه غمناک است از بهر زندگانی خدایا حق پیغمبر وآلش بسیجی را نگهدار از زوالش بسیجی آرزوی مومنین است بسیجی نور چشمان امین است پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 .:. 9:20 .:. زهرا
بیوگرافی شیطان
ابلیس فرشته بود ویا جن؟ ادامه مطلب شنبه چهاردهم بهمن 1391 .:. 23:36 .:. زهرا
سكههای كفش عروس در سوئد
یك رسم كهن در سوئد این است كه عروس سكههایی را در كفش خود حمل میكند. یك سكه نقره از طرف پدر عروس در كفش چپ او قرار میگیرد و یك سكه طلا از طرف مادرش در كفش راست عروس گذاشته میشود و او باید در تمام مدت مراسم این سكهها را در جای خود نگه دارد. این كار نشانه احترام همیشگی عروس به پدر و مادرش و حمایت پدر و مادر از اوست
سیاه كردن عروس در اسكاتلند
یكی از جالبترین رسمهای قدیمی آلمان این است كه فامیل عروس و داماد قبل از مراسم، تعداد زیادی ظرف و ظروف را میشكنند و بعد عروس و داماد را مجبور میكنند تا آنها را جمع كنند. طبق آداب مردم آلمان وقتی عروس و داماد با كمك یكدیگر این ظرفهای شكسته را كه با تلاش بسیار اطرافیان پخش شده جمع میكنند، در حقیقت خود را آماده میسازند كه در كنار یكدیگر به جنگ مشكلات زندگی بروند و این كار برای عروس و داماد خوشیمن است. در بسیاری از دهكدههای آلمان دوستان عروس یا داماد، عروس را میدزدند و در جایی پنهان میكنند. سپس داماد باید عروس خود را پیدا كند. البته این جستجو همیشه از یك قهوهخانه شروع میشود و داماد، حاضرین در قهوهخانه را دعوت میكند تا پس از نوشیدن یك نوشیدنی به خرج او، در پیدا كردن عروس، وی را یاری دهند. اره كردن كُنده درخت هم یكی دیگر از رسوم آلمانی است كه به نظر میرسد به منظور ارزیابی مهارتهای جسمانی عروس و داماد طراحی شده است. پس از انجام مراسم عقد، عروس و داماد باید یك كنده بزرگ را دو نفری اره كنند و البته باید این كار را تنها با دست راستشان انجام دهند. اگر آنها این كار را به خوبی و با همكاری یكدیگر انجام دهند، معلوم میشود كه زندگی زناشویی خوبی خواهند داشت ولی اگر نتوانند از پس آن برآیند، حتماً كارشان به مشكل برخورد خواهد كرد. در قبیله سوماترا اتیوپی رسمی وجود دارد که در آن دختر قبل از ازدواج یک دندان خود را می کشد و حلقه ای به لبهای خود آویزان می کند. گریه های عروس های چینی بر طبق این رسم عروس در شب مراسم عروسی اش مجبور است، گریه کند و در صورتی که قادر به گریه کردن نبود افراد حاضر در مجلس از او به عنوان فردی ضعیف یاد می کرده اند. جمعه سیزدهم بهمن 1391 .:. 14:46 .:. زهرا
اندکی درنگ...
حجابــــ احترام به حرمت های الهی ست و چادر - حجاب برتر - بله ی بلند من است به یکتا معشوق عالم، به خدای مهربانم ... کمی فکر کن ... تو با بی حجابی به چه کسی بله می گویی؟؟
دخترک قشنگ
چطور زيبا مي آفريني ام و انتظار داري خود را براي همگان نكنم؟
خدا گفت:زيباي من!تو را فقط براي خودم آفريدم
دخترك،پشت چشمي نازك كرد و گفت:خدا كه بخل نمي ورزد،بگذار آزاد باشم
*خدا چادر را به دخترك هديه داد*
دخترك با بغض گفت:با اين؟اينطور كه محدودترم.اصلا مي خواهي زنداني ام كني؟يعني اسير اين چادر مشكي شوم ؟؟؟؟
خدا قاطع جواب داد:بدون چادر،اسير نگاه هاي آلوده خواهي شد...هر چيز قيمتي را كه در دسترس همه نمي گذارند.تو جواهري
دخترك با غم گفت:آخر...آخر،آنوقت ديگر كسي مرا دوست نخواهد داشت.نه نگاهي به سمت من خواهد آمد و نه كسي به من توجه ميكند
خدا عاشقانه جواب داد:من خريدار توام!
منم كه زود راضي مي شوم و نامم سريع الرضاست. آدميانند و هزاران نوع سليقه!
هرطور كه بپوشي و بيارايي،باز هم از تو راضي نمي شوند! اصلا مگر تو فقير نگاه مردمي؟آن نگاه ها مصدومت ميكند *دخترك آرزويش را به خدا گفته بود و مي خواست چونان فرشته اي محبوب جلوه كند
خدا با لطف جوابش را داد:
دخترك قشنگ! وقتي با عفاف و حجابت در ميان گرگان قدم بر ميداري،فرشته اي دخترك،زبان دور دهان چرخانيد و گفت:
مگر خودت زيبايي را دوست نداري؟ اينطور ساده كه نمي شود! مي خواهم جذاب تر شوم و خريدني «مدادشمعي سرخش را برداشت و دو لبه ي دهانش را قرمز كرد.ماژيك مشكي به دست گرفت و دور چشم هايش كشيد و بعد هم چون برف سپيد جلوه مي نمود.آبشاري از گيسوانش را هديه داد به نگاه ها،"مفت و رايگان"»دخترك چون عروسكي در بازار دنيا،پشت ويترين خيابان خود را به نمايش كه نه،به فروش گذاشت.
برچسبي روي هر نگاه دخترك به چشم مي خورد:"حراج شد".حراج شد
و هركس رد ميشد ميگفت:آن چيز كه حراج شود حتما ارزش و قيمتي نداردو و همگان ردشدند نخریدش... و هيچ كس ![]() ![]() شنبه سی ام دی 1391 .:. 15:55 .:. زهرا
زندگی نامه شهیدحسن باقری
شهید غلامحسین افشردی مورخ 20 اسفند 1334 مصادف با ولادت امام حسین ( ع ) در خانواده ای مذهبی در شهر تهران پا به عرصه وجود گذاشت . مادرش با شغل خیاطی و پدرش با کارگری در یک خانه استیجاری به تربیت دینی این نوزاد پرداختند .
در هنگام تولد اندام لاغر و ضعیفی داشت . نامش را غلامحسین گذاشتند تا به احترام و عظمت مولایش حسین ( ع ) خداوند سلامتی اش را تضمین کند . او در کودکی به خواندن نماز و فرائض دینی علاقه شدیدی داشت . یکی دیگر از ویژگی های بارز او که در کودکی داشت نظم بود که حرف اول را در زندگانی اش می زد . اخلاق نیکوی وی باعث شده بود وقتی هم سن و سالانش با او صحبت می کردند احساس می کردند که با فردی بزرگتر از خود سر و کار دارند . فعالیتهای دینی و سیاسی اش را از دوره دبیرستان شروع کرد . مسئولین مدرسه برای این که آتش انقلابی که در سینه حسین روشن شده بود شعله ورتر نشود اقدام به خاموش کردن این آتش در درون حسین می نمودند و مداوم او را اذیت می کردند حتی یک بار هم که مادرش به مدرسه رفته بود در حضور او به صورت حسین سیلی زده بودند تا از کارهایش دست بردارد . اما حسین زینب وار به راه خویش ادامه می داد . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در فروردین ماه 58 تصمیم به تحصیل در رشته علوم انسانی گرفت و بعد از دو هفته مطالعه در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول شد . در کنار تحصیل کار در روزنامه جمهوری اسلامی را شروع کرد و بعد از یکسال در سال 59 وارد اصلاعات سپاه شد . برای او نام مستعار حسن باقری را انتخاب کردند . وظیفه او شناسایی گروهک ها بود . زمانی که دشمنان بعثی عراق به سرزمین اسلامی مان حمله کردند ، حسین مبارزه در جبهه فرهنگی و سیاسی را رها کرده و وارد جهاد در راه خدا شد . بعد از مدتی با بروز لیاقت و خصوصیات منحصر به فرد خود در ردیف فرماندهان سپاه قرار گرفت . در دی ماه سال 59 مسئولیت یکی از معاونت های ستاد عملیات جنوب به وی سپرده شد . در عملیات امام مهدی ( عج ) ، الله اکبر ، فتح و دهلاویه نقش به سزایی ایفا کرد . همچنین در عملیات ثامن الائمه محورهای دارخوین و جاده ماهشهر را هدایت می نمود . در عملیات طریق القدس از طرف سپاه به عنوان فرمانده لشگر نصر و در عملیات آزادسازی خرمشهر فرمانده قرارگاه مشترک عملیاتی انتخاب شد . او در تصرف شلمچه و خرمشهر فعال ترین و سخت ترین وظایف را عهده دار بود . آخرین مسئولیتی که به حسین واگذار شد جانشین فرماندهی یگان زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود . سرانجام در 9 بهمن سال 1361 هنگامی که دوستان حسین برای دیدار امام به تهران عزیمت کرده بودند او و چند تن دیگر برای شناسایی محور عملیاتی والفجر ( فکه - چزابه ) به منطقه رفتند و در این شناسایی چون سالار کربلا ، غریبانه جان سپردند و با خون خود کربلای فکه را گلگون کردند . شهیدحسن باقری درمحضرامام خمینی ![]() ادامه مطلب سه شنبه بیست و ششم دی 1391 .:. 17:25 .:. زهرا
|
|